به گزارش خبرگزاری حوزه، «در آغاز آفرینش، وقتی نگرانترین لحظات بشریت رقم خورد، خداوند کلید نجات را در دستان ما گذاشت: «هر کس از هدایت من پیروی کند، نه ترسی از فردا دارد و نه غمی از دیروز». این وعده الهی، تنها برای آخرت نیست؛ بلکه نقشهی راهی است برای رسیدن به آرامش در همین دنیای پر از نگرانی و تردید در ادامه حجتالاسلام والمسلمین محسن عباسی ولدی نکاتی را پیرامون این موضوع بیان داشته که تقدیم میگردد.
پس از آنکه حضرت آدم و حوا، سلاماللهعلیهما هبوط کردند و به زمین آمدند، نخستین قاعدهای که در این عالمِ دنیا، در همان ارضی که ملائکه دربارهاش نگران بودند و احتمال فساد و خونریزی در آن میرفت، از سوی خداوند بیان شد، این بود:
«فَمَن تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنون»
یعنی هر کس از هدایت من پیروی کند، نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهی.
خوف، ترس از چیزی است که قرار است در آینده رخ دهد؛ چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است.
اما حُزن، غم و اندوهی است که انسان بهسبب آنچه در گذشته رخ داده است، در دل احساس میکند.
درباره این دو واژه میتوان از جهات مختلف بحث کرد. برخی، عبارت «فَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنون» را ناظر به قیامت میدانند؛ در حالی که این برداشت، ظاهراً با ظهور آیه سازگار نیست. دستکم، ظاهر آیه این است که بهصورت مطلق بیان شده و اختصاصی به قیامت ندارد؛ بلکه میتواند دنیا را نیز شامل شود.
اگر این عبارت را بهصورت مطلق بگیریم، یا آن را ناظر به عالم ارض و زندگی دنیا بدانیم، در واقع با یک قاعده بسیار مهم روبهرو میشویم؛ قاعدهای که از دل همین آیه بیرون میآید و چنان بنیادین است که روانشناسان نیز میتوانند ادعا کنند ما چنین اصلی داریم و راهکارهای آن را ارائه میکنیم.
میتوان عمیقتر به این موضوع پرداخت که دستیابی به آرامش و زدودن ترس و اندوهِ منفی، تنها از یک مسیر ممکن است و آن، پیروی از هدایت الهی است.
به عبارت دیگر، هنگامی که شما به دین عمل میکنید، در واقع در حال اجرای چیزی هستید که میتواند افسردگی، ترس و اندوه را از وجودتان ریشهکن کند. (گاهی در استفاده از این واژگان نیز احتیاط میکنم، اما در این بحث، واژگان «خوف» و «حزن» که در آیه آمده، گویاترین هستند.)
این نکته میتواند به عنوان یک معیار و خطکشی برای سنجش عملکرد افراد عمل کند. کسانی که دائماً درگیر ترسهای غیرخدایی و اندوههای منفی هستند، احتمالاً از هدایت الهی دور افتادهاند. این افراد با بررسی نقاطی که از نقشه راه الهی منحرف شدهاند، میتوانند علت این حالات منفی را بیابند.
این موضوع شبیه به آن است که در تربیت دینی، همچون طب سنتی، بر اصلاح تغذیه تأکید میشود تا دردها و بلاها خودبهخود مرتفع گردند. نیازی نیست که تکتک دردها را جداگانه درمان کنید؛ هنگامی که از هدایت الهی، یعنی نقشهای که خداوند برای زندگی در زمین به شما عطا کرده است، پیروی کنید، تمام این حالات منفی خودبهخود از بین خواهند رفت.
درون این دستورالعملهای الهی، اسراری نهفته است که شاید از دیدگاه ذهن بشری، ارتباط مستقیمی با مفهوم ترس نداشته باشند، اما بهطور قطع، ترس و اندوه را از دل انسان بیرون میروند. نمونه بارز این امر را در زندگی کسانی که در مکتب قرآن و اهلبیت (علیهمالسلام) رشد کرده و بر اساس قاعده عبودیت زیستهاند، مشاهده میکنیم. برای مثال، حضرت امام (ره) بیان میداشتند که مفهوم ترس را نمیدانند، که این خود نشانهای شگفتانگیز از عمق سلوک ایشان است.

تحلیلِ رهایی از «خوف و حزن» در پرتو هدایت الهی
در مسیرِ سلوکِ بندگان خاص الهی، حالتی وجود دارد که شاید برای بسیاری از انسانها قابلدرک نباشد؛ همانگونه که کسی که هرگز طعم گرسنگی یا عشق را نچشیده، معنای حقیقی آن را درک نمیکند، کسانی که در مکتبِ توحیدی امام و دیگر اولیای الهی تنفس کردهاند، به مرتبهای از طمأنینه میرسند که گویی «ترس» برایشان مفهومی بیگانه است. این ادعا که «من از چیزی نترسیدهام»، نه یک سخنِ اغراقآمیز، بلکه میوهی درختِ ایمان و نتیجهی استقرار در جایگاه عبودیت است.
اصالتِ آیه شریفه:
قرآن کریم در آیه ۳۸ سوره بقره، فرمولِ نجاتبخشِ بشریت را اینگونه ترسیم میکند: «فَمَا یَاتِیَنَّکُم مِنِّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ». طبق این آیه، سرچشمهی آرامش و زدودنِ خوف و حزنِ منفی، صرفاً در گروِ «تبعیت از هدایت الهی» است.
حزنِ منفی؛ بارِ اضافهیِ جانِ انسان:
بسیاری از سنگینیهای روحی و اضطرابهایی که ما در زندگی روزمره تجربه میکنیم، ناشی از «حزنهای منفی» و غصههای غیرِضروری است. وقتی انسان به سیرِ بندگان خاص نگاه میکند، درمییابد که بسیاری از نگرانیهای ما اعم از قضاوت دیگران، حرفها، نگاهها یا ناکامی در رسیدن به مواهب دنیوی در برابر حقیقتِ حیات، نه تنها بیارزش، بلکه خندهدار و نشانهای از غفلت است.
اگر انسان بتواند در مقامِ «تبعیت از هدایت الهی» قرار گیرد و حزنهای منفی را از ساحتِ جانش بزداید، به چنان سبکی و نشاطی دست خواهد یافت که گویی باری از دوشِ او برداشته شده است. این سبکبالی، ثمرهی قهریِ عبودیت است؛ جایی که انسان با رها کردنِ دغدغههایِ حقیرِ دنیوی، به آرامشی دست مییابدبهنظر میرسه داری به یک حس سبکی و آرامش درونی اشاره میکنی که بعد از رها کردن بعضی چیزها یا نرسیدن به بعضی خواستهها به دست میاد.
چرا نتوانستم به برخی چیزها برسم یا آنها را تهیه کنم؟ وقتی این خواستهها از زندگی آدم حذف میشوند، انسان متوجه میشود چقدر سبک میشود. این سبکی چگونه به دست میآید؟
«فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»










نظر شما